عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

149

كشف الحقايق ( فارسى )

بسم الله الرحمن الرحيم رسالة چهارم از كتاب كشف الحقائق در بيان توحيد و آنچه تعلق بتوحيد دارد بدانكه در لغت عرب معنى مطابق توحيد يكى كردن است و در شريعت يكى گفتن و در طريقت يكى دانستن و در حقيقت يكى ديدن است . پس در شريعت موحد آن‌كس است كه يكى داند و يكى گويد خداى را . و در طريقت موحد آن‌كس است كه يكى داند و در حقيقت موحد آن‌كس است كه يكى بيند . و در شريعت معنى مسلم و مؤمن و موحد يكيست و معنى منافق و كافر و مشرك يكيست اما به نزديك اهل تحقيق هر يكى معنيى دارد . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه اهل ايمان بر دو قسمند : يك قسم را اهل كثرت گويند و يك قسم را اهل وحدت خوانند . و مراد از اهل كثرت آنها باشند كه دو وجود اثبات كنند يكى وجود قديم و يكى وجود حادث . و مراد از اهل وحدت آن جماعتند كه يك وجود اثبات كنند و آن وجود خداست تعالى و تقدس و به غير از وجود خداى چيزى ديگر موجود نمىگويند و نمىدانند يعنى اهل شريعت مىگويند كه وجود در قسمت اول بر دو قسم است قديم و حادث از جهت آنكه هر وجودى كه باشد از دو حال بيرون نباشد يا او را اول باشد ( و هو الحادث ) يا نباشد ( و هو القديم ) تعالى و تقدس . و وجود قديم خداى